خرید بک لینک
ماه ها ی سختی را گذرانده ایم. چشم هایی که دیگر نیستند، موبایل هایی که دیگر صدای آشنایی را پخش نمی کنند. کودکی که دیگر نیست، مداد و خودکاری که دیگر در دست دانش آموزی روی کاغذ نمی چرخد. کیف مدرسه ای که تا ابد کنار کمد جا خوش کرده است.عاشقی که دیگر هیچ گاه دستانش گرما بخش دیگری نیست. آوازی که روی موتور خوانده نمی شود. و فیلم دستور پخت جدیدی که هرگز روی یوتویب بارگذاری نمی شود.آره...«قصه ما قصه شب نیست که باهاشچشاتو رو هم بذاریبری تو خواب یواشیواش»قصه ما را باید نوشت، باید ذره ذره گوش داد و با صدای بلند خواند. و اما خنده؟ هنوز هست. شادی فرشته ای است که روزی عاقبت روی لبهایمان خواهد نشست. + نوشته شده در یکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ساعت توسط ص.شویکلو  | 

برچسب: نویسنده: حمید حیدریان تاريخ: يکشنبه 23 بهمن 1401 ساعت: 18:15

صفحه بندی